Translation of "booming" into Persian

رسا, غرش are the top translations of "booming" into Persian.

booming adjective noun verb grammar

Present participle of boom. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • رسا

    adjective
  • غرش

    I saw the battle raging, I heard the booming cannon.

    جنگی شدید را دیدم و صدای غرش توپها رو شنیدم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "booming" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "booming" with translations into Persian

  • (بریدن وبازاررسانی الوارهای جنگلی) سد یا مانع در سطح آب (برای جلوگیری از پراکنده شدن الوار) · (در آبراه ها) سد ساخته شده از تیرهایی که به کف آب فرو کرده اند (برای جلوگیری از ورود قایق ها) · (دیرک افقی که به حاشیه پایینی بادبان وصل است تا آن را پهن و مسطح نگه دارد) تیرک · (رعد و صدای انسان و غیره) عمیق و پرطنین · (معمولا با along) با سرعت و نیروحرکت کردن (مثل کشتی بادبانی در باد موافق) · (هواپیمایی) لوله ی متحرک برای رساندن سوخت از یک هواپیما به هواپیمای دیگر · (واژه ی مقابل آن slump یا bust است) · (کار و بار) بالا گرفتن · بازوی متحرک · بازوی گردان · بوم · بوم بوم · ترویج دادن · تند و با انرژی رفتن · دوره ی رونق (صنعتی و بازرگانی و غیره) · رشد بی سابقه کردن · رشد سریع · رو کردن اقبال (در تجارت و سیاست) · رواج دادن و یافتن · رونق · رونق دادن · رونق یافتن · سد آبراه · شکوفیدن · صدای عمیق و پرطنین داشتن یا ایجاد کردن (بیشتر در مورد صدای انسان و طبل و رعد و غیره به کار می رود) · غرش (توپ یا تندر یا غیره) · غریدن · محبوب القلوب کردن · میله یا تیرچه · پیشرفت تند · پیشرفت کردن · ژرف و پر پژواک · کامیاب شدن · کامیابی · گرفتن کسب و کار · گستردن کامل بادبان (به کمک دیرک افقی) · گسترش تند
  • ترقی و تنزل
  • (دیرک جلو کشتی که به جلو خمیده است و یک سر طناب بادبان های جلوی کشتی به آن وصل است) دیرک سینه (jibboom هم می نویسند)
  • رونق اقتصادی
  • لولههای سمپاشی
  • (صدای انفجار مانند هواپیما و غیره هنگام حرکت در سرعت فرا صوتی) ترکش آوایی · انفجار صوتی · بمب صوتی · ترکش صوتی
  • (بریدن وبازاررسانی الوارهای جنگلی) سد یا مانع در سطح آب (برای جلوگیری از پراکنده شدن الوار) · (در آبراه ها) سد ساخته شده از تیرهایی که به کف آب فرو کرده اند (برای جلوگیری از ورود قایق ها) · (دیرک افقی که به حاشیه پایینی بادبان وصل است تا آن را پهن و مسطح نگه دارد) تیرک · (رعد و صدای انسان و غیره) عمیق و پرطنین · (معمولا با along) با سرعت و نیروحرکت کردن (مثل کشتی بادبانی در باد موافق) · (هواپیمایی) لوله ی متحرک برای رساندن سوخت از یک هواپیما به هواپیمای دیگر · (واژه ی مقابل آن slump یا bust است) · (کار و بار) بالا گرفتن · بازوی متحرک · بازوی گردان · بوم · بوم بوم · ترویج دادن · تند و با انرژی رفتن · دوره ی رونق (صنعتی و بازرگانی و غیره) · رشد بی سابقه کردن · رشد سریع · رو کردن اقبال (در تجارت و سیاست) · رواج دادن و یافتن · رونق · رونق دادن · رونق یافتن · سد آبراه · شکوفیدن · صدای عمیق و پرطنین داشتن یا ایجاد کردن (بیشتر در مورد صدای انسان و طبل و رعد و غیره به کار می رود) · غرش (توپ یا تندر یا غیره) · غریدن · محبوب القلوب کردن · میله یا تیرچه · پیشرفت تند · پیشرفت کردن · ژرف و پر پژواک · کامیاب شدن · کامیابی · گرفتن کسب و کار · گستردن کامل بادبان (به کمک دیرک افقی) · گسترش تند
  • (بریدن وبازاررسانی الوارهای جنگلی) سد یا مانع در سطح آب (برای جلوگیری از پراکنده شدن الوار) · (در آبراه ها) سد ساخته شده از تیرهایی که به کف آب فرو کرده اند (برای جلوگیری از ورود قایق ها) · (دیرک افقی که به حاشیه پایینی بادبان وصل است تا آن را پهن و مسطح نگه دارد) تیرک · (رعد و صدای انسان و غیره) عمیق و پرطنین · (معمولا با along) با سرعت و نیروحرکت کردن (مثل کشتی بادبانی در باد موافق) · (هواپیمایی) لوله ی متحرک برای رساندن سوخت از یک هواپیما به هواپیمای دیگر · (واژه ی مقابل آن slump یا bust است) · (کار و بار) بالا گرفتن · بازوی متحرک · بازوی گردان · بوم · بوم بوم · ترویج دادن · تند و با انرژی رفتن · دوره ی رونق (صنعتی و بازرگانی و غیره) · رشد بی سابقه کردن · رشد سریع · رو کردن اقبال (در تجارت و سیاست) · رواج دادن و یافتن · رونق · رونق دادن · رونق یافتن · سد آبراه · شکوفیدن · صدای عمیق و پرطنین داشتن یا ایجاد کردن (بیشتر در مورد صدای انسان و طبل و رعد و غیره به کار می رود) · غرش (توپ یا تندر یا غیره) · غریدن · محبوب القلوب کردن · میله یا تیرچه · پیشرفت تند · پیشرفت کردن · ژرف و پر پژواک · کامیاب شدن · کامیابی · گرفتن کسب و کار · گستردن کامل بادبان (به کمک دیرک افقی) · گسترش تند
Add

Translations of "booming" into Persian in sentences, translation memory