Translation of "borrowing" into Persian

قرض, استقراض, اتخاذ are the top translations of "borrowing" into Persian.

borrowing noun verb grammar

Present participle of borrow. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قرض

    noun

    I have certainly never borrowed any money on such an insecurity.

    هیچ وقت با این وثیقة نامطمئن پول قرض نکردهام.

  • استقراض

  • اتخاذ

    noun
  • Less frequent translations

    • اختیار
    • رجوع شود به loanword
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "borrowing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "borrowing" with translations into Persian

  • (ریاضی) کاستن یک دهگان از بخش بالای کاهش یاب (مفروق منه) و افزودن آن به بخشی پایین تر (برای تسهیل محاسبه) · به عاریت گرفتن (اندیشه یا واژه و غیره) · عاریت (عاریه) گرفتن · عاریت گرفتن، وام گرفتن · قرض کردن · قرض گرفتن · وام گرفتن
  • قرض گیرنده · وام گیر
  • به حساب دارایی بردن هزینه های استقراض
  • (ریاضی) کاستن یک دهگان از بخش بالای کاهش یاب (مفروق منه) و افزودن آن به بخشی پایین تر (برای تسهیل محاسبه) · به عاریت گرفتن (اندیشه یا واژه و غیره) · عاریت (عاریه) گرفتن · عاریت گرفتن، وام گرفتن · قرض کردن · قرض گرفتن · وام گرفتن
  • (ریاضی) کاستن یک دهگان از بخش بالای کاهش یاب (مفروق منه) و افزودن آن به بخشی پایین تر (برای تسهیل محاسبه) · به عاریت گرفتن (اندیشه یا واژه و غیره) · عاریت (عاریه) گرفتن · عاریت گرفتن، وام گرفتن · قرض کردن · قرض گرفتن · وام گرفتن
  • (ریاضی) کاستن یک دهگان از بخش بالای کاهش یاب (مفروق منه) و افزودن آن به بخشی پایین تر (برای تسهیل محاسبه) · به عاریت گرفتن (اندیشه یا واژه و غیره) · عاریت (عاریه) گرفتن · عاریت گرفتن، وام گرفتن · قرض کردن · قرض گرفتن · وام گرفتن
  • (ریاضی) کاستن یک دهگان از بخش بالای کاهش یاب (مفروق منه) و افزودن آن به بخشی پایین تر (برای تسهیل محاسبه) · به عاریت گرفتن (اندیشه یا واژه و غیره) · عاریت (عاریه) گرفتن · عاریت گرفتن، وام گرفتن · قرض کردن · قرض گرفتن · وام گرفتن
  • (ریاضی) کاستن یک دهگان از بخش بالای کاهش یاب (مفروق منه) و افزودن آن به بخشی پایین تر (برای تسهیل محاسبه) · به عاریت گرفتن (اندیشه یا واژه و غیره) · عاریت (عاریه) گرفتن · عاریت گرفتن، وام گرفتن · قرض کردن · قرض گرفتن · وام گرفتن
Add

Translations of "borrowing" into Persian in sentences, translation memory