Translation of "bowing" into Persian

(نواختن آلات موسیقی زهی مثل ویولن) روش به کار بردن آرشه, احترام, کرنش are the top translations of "bowing" into Persian.

bowing noun adjective verb grammar

Present participle of bow. ( bend ) [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (نواختن آلات موسیقی زهی مثل ویولن) روش به کار بردن آرشه

  • احترام

    noun

    The prince bowed to signify his respect and gratitude.

    شاهزاده سر را به علامت احترام و سپاس گذاری خم کرد.

  • کرنش

    noun

    Vronsky bowed to her and stopped to greet Stremov.

    ورانسکی به آنا کرنش کرد و مشغول مجامله با است ره مف شد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bowing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bowing" with translations into Persian

  • دماغه کشتی · دماغه کشتی/قارب/زورق/کرجی/بلم
  • کمان زنبورکی
  • کچ
  • مته کمانی
  • (نواختن ویولن و کمانگیری و غیره) دستی که با آن آرشه ی ویولن یا بدنه ی کمان را می گیرند
  • (لغزاندن آرشه ی ویولن روی سیم ها از دسته به سوی ته آرشه) ضرب پایین
  • دولا راست شدن
  • (سازهای زهی) کشیدن آرشه به طرف دسته ی ویولون (و غیره)
Add

Translations of "bowing" into Persian in sentences, translation memory