Translation of "box" into Persian
جعبه, لژ, کادر are the top translations of "box" into Persian.
A cuboid container, usually with a hinged lid. [..]
-
جعبه
nouncuboid container [..]
This box is empty. It has nothing in it.
این جعبه خالی است. هیچ چیز درون آن نیست.
-
لژ
nouncompartment to sit in [..]
A lady entering the next box shot a glance of feminine envy at Natasha.
بانویی که وارد لژ مجاور میشد با نگاه زنانه رشک آمیز به ناتاشا نگریست.
-
کادر
rectangular border around a section of text
For example, look at the box on page 24.
برای مثال، به کادر صفحهٔ ۲۴ مراجعه کنید.
-
Less frequent translations
- صندوق
- باکس
- شمشاد
- بوکس زدن
- بوکس
- صندوقچه
- قوطی
- مشت
- جایگاه
- سیلی
- بکس
- غرفه
- صندوقه
- سرپناه
- توسه
- سقلمه
- (امریکا - خودمانی) تلویزیون 4
- (انگلیس) هدیه (به ویژه هدیه ی کریسمس در جعبه)
- (بیس بال) جاها یا سکوب هایی که برای هریک از بازیکنان تعیین شده است 5
- (در سالن های نمایش و غیره) لژ
- (مکانیک)محفظه
- (چاپ) گارسه 6
- (گیاه شناسی) شمشاد
- آگهی یا خبر کوتاه (چاپ شده در داخل شکل مربع)
- بکس زدن
- تو گوشی زدن
- جایگاه ویژه
- جعبه دار
- جعبه دار کردن
- جعبه مانند
- خانه ی کوچک روستایی 0
- در جعبه
- در جعبه گذاشتن
- رجوع شود به box stall 1
- رجوع شود به boxhaul 7
- سایبان یا جان پناه نگهبان ها و سرایدارها
- صندلی یا جعبه ای که درشکه چی روی آن می نشیند
- غان (انواع گیاهان جنس Boxus)
- محتوای جعبه
- محتوای کارتن
- مشت بازی کردن
- مشت جنگی کردن
- مشت زدن
- مشت زنی
- مقاله ی کوتاه
- نشیمنگاه 2
- هر شکل چهار گوشه ای که در آن چیز بنویسند یا چاپ کنند3
- هر چیز جعبه مانند
- وابسته به بته ها و درختچه های تیره ی Buxaceae از راسته ی Euphorbiales که همیشه بهار و دولپه ای هستند
- چوب این جنس گیاه
- چوب شمشاد
- چک زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "box" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Box" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Box in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "box"
Phrases similar to "box" with translations into Persian
-
کادر لیست
-
جعبه های چینی (شماری جعبه که یکی از دیگری کوچکتر است و همه در هم جا می گیرند)
-
نامگذاری به ترتیب نقاط قطبنما
-
کادر گفتگو