Translation of "braying" into Persian
عرعر is the translation of "braying" into Persian.
braying
noun
verb
grammar
Present participle of bray. [..]
-
عرعر
nounIn the other room, Paul brayed like a mule.
تو اون یکی اتاق پُل داشت مثل یه قاطر عرعر میکرد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "braying" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "braying" with translations into Persian
-
(در هاون) کوفتن و آرد کردن · (مانند خر) عرعر کردن · خرد شدن · خردکردن · خمیر کردن · زدن (رنگ) · صدای عرعر مانند · صدای عرعر مانند ایجاد کردن · صدای ناهنجار · صدای نکره · عرعر · نفیر · کوبیدن · گستردن (مانند رنگ بر سطح چیزی)
-
(در هاون) کوفتن و آرد کردن · (مانند خر) عرعر کردن · خرد شدن · خردکردن · خمیر کردن · زدن (رنگ) · صدای عرعر مانند · صدای عرعر مانند ایجاد کردن · صدای ناهنجار · صدای نکره · عرعر · نفیر · کوبیدن · گستردن (مانند رنگ بر سطح چیزی)
Add example
Add