Translation of "break in" into Persian

بی اجازه وارد شدن, دزدکی وارد شدن, پوشیدن لباس یا کفش نو به منظور عادت کردن و راحت شدن با آن are the top translations of "break in" into Persian.

break in verb grammar

(intransitive) To enter a place by force or other illicit means. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بی اجازه وارد شدن

    verb
  • دزدکی وارد شدن

    verb
  • پوشیدن لباس یا کفش نو به منظور عادت کردن و راحت شدن با آن

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "break in" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "break in" with translations into Persian

  • (به زور یا با شکستن در یا قفل و غیره) وارد شدن · وابسته به دوره ی کارآموزی · وارد به کار کردن · ورود به عنف
  • (به زور یا با شکستن در یا قفل و غیره) وارد شدن · وابسته به دوره ی کارآموزی · وارد به کار کردن · ورود به عنف
  • (به زور یا با شکستن در یا قفل و غیره) وارد شدن · وابسته به دوره ی کارآموزی · وارد به کار کردن · ورود به عنف
Add

Translations of "break in" into Persian in sentences, translation memory