Translation of "breaking point" into Persian
سرحدی که پس از آن شخص اختیاراز دست می دهد و یا از جا در می رود, طاقت, نقطه ی شکست (میزان فشاری که موجب شکستن یا شکسته شدن مصالح و غیره می گردد) are the top translations of "breaking point" into Persian.
breaking point
noun
grammar
The point at which the increasing strain in a material causes it to break [..]
-
سرحدی که پس از آن شخص اختیاراز دست می دهد و یا از جا در می رود
-
طاقت
nounWe all have breaking points.
همه ي ما تا يه حدي طاقت مياريم.
-
نقطه ی شکست (میزان فشاری که موجب شکستن یا شکسته شدن مصالح و غیره می گردد)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "breaking point" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Breaking point
-
نقطه سر به سر
Phrases similar to "breaking point" with translations into Persian
-
نقطه سربه سر مرکب
-
نقطه سر به سر مالی، نقطه سر به سر نقدی عملیاتی
-
نقطه سر به سر
-
نقطه/مرحله حیات و ممات، نقطه یا مرحله مرگ و زندگی، نقطه سرنوشت. مرحله قبولی یا شکست.
-
یررض هنو دوس هن هک ندیسر یا هطقن هب( ررض هن دوس هن)دیآ تسدب
-
سودآوری · نقطه سربهسر
Add example
Add