Translation of "bristles" into Persian
موهای زبر is the translation of "bristles" into Persian.
bristles
verb
noun
Plural form of bristle. [..]
-
موهای زبر
Pine needles, cold rain, earthy perfume, coarse bristles on my face.
برگهای سوزنی کاج، باران سرد، عطر زمین و موهای زبر و خشن کنار صورتم.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bristles" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "bristles" with translations into Persian
-
دمريشكداران · سیخولدمیان
-
خاردار · زبر
-
Formidable- looking dogs all bristle and bay.
-
(حیوان یا گیاه) موی کوتاه و زبر · (مثل موی زبر حیوان) شق ایستادن · براق شدن یا کردن (در اثر خشم یا ترس) · ته ریش · جبهه گرفتن · حالت خشمگین و تدافعی به خود گرفتن · خار · راست شدن یا کردن (موی) · زبره · زیاد بودن · سیخ شدن · سیخول · فراوان بودن · مو · موی زبر خوک (که از آن ماهوت پاک کن و قلم مو و غیره می سازند) · موی قلم مو (و فرچه و ماهوت پاک کن و غیره) · موی مصنوعی (مسواک و فرچه و غیره) · وفور داشتن · پوشیده بودن از · کاسموی
-
زبر، خشن، درشت
Add example
Add