Translation of "brooks" into Persian

جويبارها, رودخانهها, رودها are the top translations of "brooks" into Persian.

brooks verb noun

Plural form of brook. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • جويبارها

  • رودخانهها

    the clear waters of the brooks are my mirrors

    آیینهی من آب زلال این رودخانهها است،

  • رودها

  • ريزابهها

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "brooks" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Brooks proper noun

A topographic surname, variant of Brook. [..]

+ Add

"Brooks" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Brooks in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "brooks" with translations into Persian

  • دانشگاه استونی بروک
  • 1481 عده ای از نویسندگان امریکایی درآنجا دست به ایجاد یک همزیستگاه آزمایشی زدند · مزرعه ی بروک در نزدیکی شهر بوستون در ایالت ماساچوست (امریکا) که بین سال های 7
  • (معمولا به صورت منفی با: not و no) تحمل کردن · rud · ایستادگی کردن · تاب آوردن · تکاب · جلو آمدن · جو · جوی · جویبار · زیر بار رفتن · مادی · منتظر شدن · منزل کردن · نهر · نهر (کوچکتر از رود و بزرگتر از جوی) · وفا کردن · یارای چیزی را داشتن
  • روپرت بروک (شاعر انگلیسی)
  • (جانور شناسی) قزل آلای نهری (Salvelinus fontinalis - بومی امریکای شمالی) · قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون · ماهیان آزاد شکمسرخ
  • رشته کوه های بروکس (در شمال آلاسکا - از خاور به باختر امتداد دارد)
  • (عامیانه) زد و خورد (با سر و صدا و خشونت) · بزن بزن · محشر
  • (معمولا به صورت منفی با: not و no) تحمل کردن · rud · ایستادگی کردن · تاب آوردن · تکاب · جلو آمدن · جو · جوی · جویبار · زیر بار رفتن · مادی · منتظر شدن · منزل کردن · نهر · نهر (کوچکتر از رود و بزرگتر از جوی) · وفا کردن · یارای چیزی را داشتن
Add

Translations of "brooks" into Persian in sentences, translation memory