Translation of "buffalo" into Persian
گاومیش, بوفالو, (امریکا - خودمانی) هاج و واج کردن are the top translations of "buffalo" into Persian.
Any of the Old World mammals of the family Bovidae, such as the Cape Buffalo, Syncerus caffer, or the water buffalo Buabalus bubalis. [..]
-
گاومیش
nounOld World mammals
found himself on the floor with a buffalo on his chest.
وقتی به خودش او مد که یک گاومیش روی سینهش وای ساده بود.
-
بوفالو
Old World mammals
I can take pictures from a jeep or a water buffalo, if necessary.
من مي تونم اگه لازم باشه از يه جيپ يا يه بوفالو عکس بندازم.
-
(امریکا - خودمانی) هاج و واج کردن
-
Less frequent translations
- (جانورشناسی) بوفالو (گونه های مختلف گاو وحشی که برخی از انواع آن اهلی شده اند)
- (عامیانه) گاو وحشی امریکای شمالی (که نام درست آن bison است)
- جامه ی چرمی (از چرم گاومیش)
- رجوع شود به buffalo fish
- سردرگم کردن
- گاو وحشی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "buffalo" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A city in New York State, very near Niagara Falls. [..]
-
بوفالو
بوفالو (شهر)
I've got a cousin that lives in Buffalo.
من يه پسر عمو دارم که تو بوفالو زندگي ميکنه.
Images with "buffalo"
Phrases similar to "buffalo" with translations into Persian
-
(گیاه شناسی) توت گاوی (بته ای از جنس Shepherdia از خانواده ی oleaster - بومی امریکای شمالی)
-
سينسروس كافر · گاوميشها · گاومیشهای آفریقایی
-
(جانورشناسی) گاومیش دماغه ی امید (Syncerus caffer - بومی افریقای جنوبی) · گاومیش آفریقایی
-
سياهمگسها · سیاهپشگان · پشههاي گاوميش
-
کوکوربیتا فتیدیزیما
-
آبگاوميش · بوبالوس · بوفالوها · سينسروس كافر · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی · گاومیشهای آبی · گاومیشهای آفریقایی
-
(گیاه شناسی) علف گاومیش (Buchlo dactyloides که کوتاه و خزنده است و در دشت های امریکای شمالی می روید و علوفه ی چارپایان است) · علف گاوي · پاسپالوم کونژوگاتوم
-
بیزون · گاوميشهاي آمريكايي