Translation of "bulging" into Persian

بادکرده is the translation of "bulging" into Persian.

bulging noun adjective verb grammar

Present participle of bulge. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بادکرده

    His feet, clad in the lashed and bulging Keds

    پاهایش با کفشهای بادکرده و مندرس پوشیده شده بود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bulging" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bulging" with translations into Persian

  • بلغارستان · بلغارستانی
  • (عامیانه) سود · آماس · اخراج · افزایش ناگهانی (در اندازه یا ارزش و غیره) · امتیاز · برآمده کردن یا شدن · برآمدگی · برجستگی · برغلانیدن · بیرون زدن · تحدب · تورم · درجیب گذاردن · شکم دادن · شکم دادگی · صعود · ضربت · قلمبه شدن · قلمبه شدگی · قوز · مزیت · ورغلیدن · ورقلمبیدن · ورم · پلخیدن · پیش آمدگی (به ویژه در خط جبهه ی جنگ) · پیشرفتگی · کوهان · کیس · کیس کردن
  • بولگ
  • (عامیانه) سود · آماس · اخراج · افزایش ناگهانی (در اندازه یا ارزش و غیره) · امتیاز · برآمده کردن یا شدن · برآمدگی · برجستگی · برغلانیدن · بیرون زدن · تحدب · تورم · درجیب گذاردن · شکم دادن · شکم دادگی · صعود · ضربت · قلمبه شدن · قلمبه شدگی · قوز · مزیت · ورغلیدن · ورقلمبیدن · ورم · پلخیدن · پیش آمدگی (به ویژه در خط جبهه ی جنگ) · پیشرفتگی · کوهان · کیس · کیس کردن
Add

Translations of "bulging" into Persian in sentences, translation memory