Translation of "bull-" into Persian
تنومند, درشت, نر [bullfrog] are the top translations of "bull-" into Persian.
bull-
-
تنومند
He was corpulent and bull necked
مردی بود تنومند. به لاکپشتی عظیمالجثه شباهت یافته بود.
-
درشت
adjective -
نر [bullfrog]
-
Less frequent translations
- نره گاو
- نره گاو مانند
- گاونر [bullfight]
- گاوی [bullhead]
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bull-" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "bull-" with translations into Persian
-
نَرِّه وال های چل بشکه ای. وال نر بالغ که بالغ بر چهل بشکه روغن دهد.
-
(دامپزشکی) گاو دماغ (بیماری واگیر خوک که توسط باسیلی به نام Fusobacterium necrophorum ایجاد می شود و موجب آماس پوزه و دهان می گردد)
-
(امریکا - عامیانه) پاسبان · (بازار سهام و اوراق بهادار)روبه ترقی (در مقابل رو به تنزل : bear) · (بازار) داغ · (خودمانی) سخن تهی گفتن · (در مورد مرد) گاوتن · (در مورد نهنگ و فیل و آهو و گاومیش و برخی پستانداران بزرگ دیگر) نر · (نجوم - با B بزرگ) صورت فلکی (استارگان) ثور 0 · (کلیسای کاتولیک) حکم رسمی (به ویژه از سوی پاپ) · бик · آجان 1 · آگه بخش · آگه برگ · آگه نامه · اظهار غیرمنطقی و احمقانه · ترقی کردن (قیمت) · تنومند · ثور · خال هدف · در بالا بردن قیمت سهام کوشیدن · رجوع شود به bulldog · رجوع شود به bullshit · ستبر سینه · سترگ · فتوی · مخفف : بولتن · مزخرف · مهر یا خاتم سربی پاپ · نر · نره گاو · نوعی قمار · نَرِّه گاو · ورزا · پلمب پاپ · پلیس · پوچ گویی کردن · پیش خرید · چاخان کردن · چرت و پرت · چرت گفتن · چرند · چرند گویی · کسی که سهام یا اوراق بهادار می خرد تا قیمت آن رابدین طریق بالا برده و از فروش آنها سود ببرد · کسی که نسبت به بالا رفتن قیمت سهام خوش بین است (و لذا سهام می خرد) · گاو · گاو نر · گردن کلفت · گنده · یاوه
-
گاوهای نر
-
تعهدات پیش خرید کننده
-
شیکاگو بولز
-
(نام سردار سرخپوست) سیتینگ بول
Add example
Add