Translation of "bundle" into Persian
بندیل, بسته, بقچه are the top translations of "bundle" into Persian.
bundle
verb
noun
grammar
A group of objects held together by wrapping or tying. [..]
-
بندیل
group of objects held together by wrapping or tying
-
بسته
nounThe Gadfly, still carrying his bundle, shuffled towards the horseman.
خرمگس که هنوز بسته را حمل میکرد پای کشان به طرف سوار رفت.
-
بقچه
nounHe took his bundle and his cudgel and jumped down from the vehicle.
آنگاه بقچه و عصایش را برداشت و از کالسکه پایین جست.
-
Less frequent translations
- پرونده
- دسته کردن
- دسته
- عدل
- مجموعه
- پشته
- بافه
- رزمه
- لاقه
- کلاف
- فشردن
- لنگه
- (با away و off و out و into) با عجله فرستادن
- (خودمانی) پول زیاد
- (زیست شناسی - گیاه شناسی) همبست (vascular bundle هم می گویند)
- (سابقا در شمال شرقی ایالات متحده) با نامزد خود (بدون درآوردن لباس ها) در یک بستر خوابیدن (این رسم را bundling می گفتند)
- با شتاب عزیمت کردن
- بافت رشته
- بافت یگان (بخشی از اندام که شامل بافت های مجزای عصبی و عضلانی و غیره باشد)
- بسته بندی کردن
- بسته کردن
- بقچه بندی کردن
- بلامقدمه راهی کردن
- به جنب و جوش افتادن
- خوشه کردن
- عدل بندی کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bundle" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Bundle
-
گروهی از اقلام که میتوان آنها را با قیمت ویژهای کمتر از جمع تک تک آنها فروخت، دسته
Images with "bundle"
Phrases similar to "bundle" with translations into Persian
-
قیمت گذاری گروهی
-
دستهبندی
-
قرار دادن اجزای مختلف یک محصول در کنار هم و تشکیل یک محموله
-
بسته بندی قیمت
-
یکسان سازی قیمت
-
(گیاه شناسی) دسته ی آوندی
-
دستههاي رشتهآوندي · دستههای آوندی
-
دستههاي رشتهآوندي · دستههای آوندی
Add example
Add