Translation of "bush" into Persian

بوته, جنگل, بته are the top translations of "bush" into Persian.

bush adjective verb noun adverb grammar

A horticultural rather than strictly botanical category of woody plant that is distinguished from a tree by its multiple stems and lower height; usually less than six metres tall. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بوته

    noun

    category of woody plant

    You slept in the bush, but you kept going.

    من در بوته زارها خوابیدم، اما ادامه دادم.

  • جنگل

    noun masculine

    Ahead lay Kenya, sun, bush, and the chance of a lion.

    در پیش رویش کنیا، آفتاب، جنگل و احتمالا یک شیر هم قرار داشت.

  • بته

    noun

    The black rhinoceros is a symbol of the African bush.

    کرگدن سياه سمبلي از بته آفرقا است

  • Less frequent translations

    • درختچه
    • جاروبک
    • گلبن
    • تیماس
    • جاروبکی
    • مالش
    • بیاره
    • (امریکا - خودمانی) ناپیشه کار و ناشی
    • (خودمانی) ریش (به ویژه اگر بلند و پرپشت باشد)
    • (مانند بته) پرپشت وگسترده شدن یا بودن
    • (معمولا با: the) بوته زار وحشی
    • (مهجور) شاخه ی پاپیتال که سابقا نشان شراب بود و بر تابلوی میخانه ها می کشیدند
    • (مهجور) میخانه
    • (مکانیک) بوش زدن
    • (گیاه کوتاهی که به جای یک ساقه ی اصلی چندین ساقه ی گسترنده دارد) گیاه پرپشت
    • با بته آراستن یا پوشاندن یا احاطه کردن 0
    • بته زار
    • بته مانند (به ویژه دم جانور اگر پرپشت و فرچه مانند باشد)
    • بوته توت فرنگی
    • بی ارزش
    • جاروبک مانند
    • جای دور افتاده
    • جای پوشیده از بته
    • سرزمین پربته و رام نشده و بی ساکن
    • فرچه مانند
    • لایی یا آستری زدن به
    • ناچیز 1
    • هرچیز شبیه بته
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bush" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Bush proper noun grammar

A surname. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بوش

    proper

    surname

    They're in some ways using the Bush administration as an alibi.

    اینطور که مشخص است آنها دولت بوش را بهانه کردند.

Images with "bush"

Phrases similar to "bush" with translations into Persian

  • لوبياهاي بوتهاي (فازئولوس)
  • (جانورشناسی) گونه های نخستیان میمون مانند جنگل های حاره ی افریقا از تیره ی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
  • (گیاه شناسی) لوبیای بته ای (انواع گیاهان لوبیای معمولی Phaseolus vulgaris که بته دارتر و پرپشت تر از گونه های دیگر لوبیا هستند)
  • سیاهدانه دمشقی
  • بلدرچین بوتهزار صخره
  • خورشیدی
  • سسک بیشه ژاپنی
  • بته گل محمدی یا رز · گل بته
Add

Translations of "bush" into Persian in sentences, translation memory