Translation of "cable" into Persian
کابل, تلگراف, بافه are the top translations of "cable" into Persian.
cable
verb
noun
grammar
A strong, large-diameter wire or rope, or something resembling such a rope. [..]
-
کابل
properassembly of wires for electricity
Decisively my other foot sets itself onto the cable.
پای دیگرم قاطعانه خود را روی کابل قرار داد.
-
تلگراف
nounAs for the apology from Mecca, Allenby and Wilson were doing their best, engrossing the cables.
در مورد عذرخواهی مکه، آلن بای و ویلسون تا آنجا کهمیتوانستند توسط تلگراف فشار میآوردند.
-
بافه
-
Less frequent translations
- طناب ضخیم، رشته سیم بهم بافته
- (کشتی) طناب لنگر
- تلگرام (به ویژه اگر از راه کابل های زیر دریا باشد) (cablegram هم می گویند)
- تلگرام زدن به
- رجوع شود به cable TV
- زنجیر لنگر
- سیم روپوش دار (برق یا تلفن یا تلگراف)
- سیم کلفت و تافته
- شاه سیم
- طناب ضخیم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Cable
-
کابل – تلگراف
but you shall have more steamers, a railway, a telegraph cable
اما صاحب کشتیهای بخار بیشتر راه آهن و کابل تلگراف خواهید شد
Images with "cable"
Phrases similar to "cable" with translations into Persian
-
(ویژه ی جاهای پرشیب) ترن یا اتوبوس کابلی · اتاقکی که از کابل آویزان است (برای ترابری به بالای کوه یا از میان دره و غیره) · اتاقکی که توسط شاه سیم کشیده می شود · تخت روان · تراموای برقی · تله کابین · تلهکابین · سیمرو
-
کابلکشی ساختیافته
-
کشتی کابلگذار
-
کابل هم محور · کابل هممحور
-
کابل
-
سینی کابل
-
(دوزندگی) کوک طنابی · (ژاکت بافی) بافت طنابی
-
کابل ارتباطی زیردریایی
Add example
Add