Translation of "calcific" into Persian
آهک ساز, در حال آهکی شدن, در نتیجه ی آهکی شدن are the top translations of "calcific" into Persian.
calcific
adjective
grammar
Of or pertaining to the formation of eggshells in birds and reptiles [..]
-
آهک ساز
-
در حال آهکی شدن
-
در نتیجه ی آهکی شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "calcific" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "calcific" with translations into Persian
-
آهكيشدن · آهک سازی (در اندام های بدن) · آهکی شدن · استخوانسازي · انباشته شدن توده های کلسیم در بافت های بدن · تحجر · تشکیل استخوان · ساختار یاانباشتگی آهکی · سخت شدگی · معدنيسازی استخوان · کلسیفیکاسیون · کلسینوز
-
آهكيشدن (آسيبشناختي)
-
آهكيشدن (اسكلت)
-
تاندونیت کلسیفیه
-
آهكيشدن · آهک سازی (در اندام های بدن) · آهکی شدن · استخوانسازي · انباشته شدن توده های کلسیم در بافت های بدن · تحجر · تشکیل استخوان · ساختار یاانباشتگی آهکی · سخت شدگی · معدنيسازی استخوان · کلسیفیکاسیون · کلسینوز
Add example
Add