Translation of "callboy" into Persian
(در تماشاخانه) پسری که هنرپیشگان را هنگام فرارسیدن نوبتشان به صحنه می خواند, (در هتل) پادو, در باز کن و راهنمای هتل are the top translations of "callboy" into Persian.
callboy
noun
grammar
(euphemism) A male prostitute. [..]
-
(در تماشاخانه) پسری که هنرپیشگان را هنگام فرارسیدن نوبتشان به صحنه می خواند
-
(در هتل) پادو
-
در باز کن و راهنمای هتل
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "callboy" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add