Translation of "caltrop" into Persian
خشک, (گیاه شناسی) هرگیاهی که میوه یا گل آن به صورت گوی تیغ دار یا ستاره ی تیغ دار باشد, ستاره ی چهار پر فلزی (که هر طوری روی زمین بی افتد همیشه یک سر یا سیخ آن رو به هوا است و در قدیم برای کند کردن تاخت سواره نظام به کار می رفت) are the top translations of "caltrop" into Persian.
caltrop
noun
grammar
(weaponry) A small, metal object with spikes arranged so that, when thrown onto the ground, one always faces up as a threat to passers-by. [..]
-
خشک
adjective -
(گیاه شناسی) هرگیاهی که میوه یا گل آن به صورت گوی تیغ دار یا ستاره ی تیغ دار باشد
-
ستاره ی چهار پر فلزی (که هر طوری روی زمین بی افتد همیشه یک سر یا سیخ آن رو به هوا است و در قدیم برای کند کردن تاخت سواره نظام به کار می رفت)
-
Less frequent translations
- وابسته به گیاهان تیره ی Zygophyllaceae از راسته ی Sapindales که دو لپه ای می باشند (caltrap و calthrop هم می نویسند)
- وسیله ی مشابهی برای پنچر کردن تایر اتومبیل و غیره
- چهار تیغ
- چهار سیخ
- گونه های مختلف گیاهان خانواده ی خشک (به ویژه terrestrisTribulus)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "caltrop" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "caltrop"
Add example
Add