Translation of "came" into Persian
(در پنجره هایی که از شیشه های کوچک و رنگارنگ درست شده اند به ویژه در کلیساها) تسمه ی سربی (که بین قطعات شیشه قراردارد), زمان گذشته ی فعل : come are the top translations of "came" into Persian.
came
noun
verb
adposition
grammar
A grooved strip of lead used to hold panes of glass together. [..]
-
(در پنجره هایی که از شیشه های کوچک و رنگارنگ درست شده اند به ویژه در کلیساها) تسمه ی سربی (که بین قطعات شیشه قراردارد)
-
زمان گذشته ی فعل : come
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "came" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "came" with translations into Persian
-
آمدم، دیدم، فتح کردم
-
نبالا آمدن، برخاستن، بیرون شد
-
مطرح شد
-
به سر آمد
-
بر من مُستولی شد، سراغم آمد، به من دست داد، بر من حاکم شد
-
برداشته شد، قطع شد، بریده شد، جدا شد
Add example
Add