Words with similar spelling:

cannibal, cannibals, canonically

Translation of "cannibally" into Persian

cannibally adverb grammar

In the manner of a cannibal.

Automatic translations of "cannibally" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ Add

"cannibally" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for cannibally in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "cannibally" with translations into Persian

  • همنوعخواری جنسی
  • همنوعخواری
  • (اوراق کردن قطعات ماشین وغیره برای به کار بردن درماشین های دیگر) قطعه برداری کردن · (به نزدیکان خود) جور و ستم کردن · (مجازی) بی رحمی و درنده خویی کردن · (کارمندان یا اجزای یک سازمان را گزیدن و در سازمانی دیگر به کار واداشتن) منتقل کردن · آثار دیگران (شعر یا نقاشی یا موسیقی و غیره) رادر اثر خود ادغام کردن · همجنس خواری کردن · همگون خواری کردن · یوز کردن · یوزه رفتن
  • آدم خواری · آدمخواری · ادم خواری · رفتار تغذيهای · عادات تغذیهای · عادات غذايي · همنوعخواری · وحشی گری
  • (جانورشناسی) جانوری که همنوع خود را می خورد · آدم خوار · آدمخوار · مردمخوار · همجنس خوار · همگون خوار · همگونه خوار
  • (جانورشناسی) جانوری که همنوع خود را می خورد · آدم خوار · آدمخوار · مردمخوار · همجنس خوار · همگون خوار · همگونه خوار
  • آدم خواری · آدمخواری · ادم خواری · رفتار تغذيهای · عادات تغذیهای · عادات غذايي · همنوعخواری · وحشی گری
Add

Translations of "cannibally" into Persian in sentences, translation memory