Translation of "canted" into Persian

اریبی, دارای سطح شیب دار, کج شده are the top translations of "canted" into Persian.

canted adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of cant. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اریبی

  • دارای سطح شیب دار

  • کج شده

  • یک ورشده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "canted" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "canted" with translations into Persian

  • (انگلیس - محلی) برنا · (در مورد ساختمان و غیره) زاویه ی خارجی · (زبان خودمانی و سری دزدان و گدایان و غیره) زبان زرگری · (سخن) ناصادقانه · (لبه ی چیزی را) تراش دادن · آواز ناله مانند (مثل ندای گدایان و درویشان) · اصطلاح عامیانه · اصطلاحات مخصوص يک گروه · افکندن · افکنش · انحنا · انحنا دادن · با ریا و تزویر سخن گفتن · به زبان زرگری حرف زدن · به زبان واره حرف زدن · به صورت گرده ماهی درآوردن 0 · بی پروا · تکان ناگهانی (که موجب کج شدن یا چرخش یا واژگونی شود) نوانیدن · جانانه · جهاندن · جهیدن · حرف عاری از خلوص نیت · زبان عاميانه · زبان لاتی · زبان واره · زیر و رو کردن · سخن دست و پا شكسته · سرازیر کردن · سرود مذهبی · سطح مایل · شیب دار · شیب دار کردن · عبارات نقل قول شده از کتب آسمانی یا مراجع مذهبی که به طور غیر صادقانه یا از روی عادت گفته شود · لابه · لبه ی شیب دار (مثلا آینه) · لهجه خاص · محلی · مكالمه · نوالیدن · وابسته به زبان واره یازبان زرگری · وابسته به کانتون (در چین) · وازنی · واژگون کردن · پخ · پخ کردن · پخی · پشت و رو کردن · چرخش یا کجی یا واژگونی (در اثر تکان ناگهانی) · چپه کردن یا شدن · کج · کج شدن یا کردن · کلام غیر صادقانه که از روی عادت یا سنت ذکر بشود · کنج · کژ · کژسان · کژسانی · گوشه · گونیا · گویش صنفی · یک وری · یک وری کردن یا شدن · یکه
  • رجوع شود به cant hook
  • آسه ی گیره دار · اهرم (که سر آن دارای قلاب فلزی است و جنگل برها با آن الوار را جابجا می کنند)
  • کج کردن، یک بری کردن
Add

Translations of "canted" into Persian in sentences, translation memory