Translation of "canvassed" into Persian

بحث کرد, جستجوی رای کرد, رای جویی کرد are the top translations of "canvassed" into Persian.

canvassed verb

Simple past tense and past participle of canvas. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بحث کرد

  • جستجوی رای کرد

  • رای جویی کرد

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "canvassed" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "canvassed" with translations into Persian

  • بازار سنتی- تبلیغاتچی- فروشنده پر سروصدا · رای جمع کن · پروپاکاندچی انتخابات و غیره
  • (برای همه پرسی یا جلب آرای مردم و غیره) خانه به خانه رفتن · (قدیمی - برای شوخی یا تنبیه) در پارچه ی کرباس گذاشتن (در حالی که چندین نفر چهار طرف آن را گرفته اند) و به بالا و پایین انداختن · بادبان · برای جلب رای (و غیره) تلاش کردن · بررسی کردن (به ویژه بررسی تعرفه های انتخاباتی و آرای صندوق انتخابات) · به دنبال مشتری گشتن- در جستجوی مشتری · تبلیغ انتخاباتی کردن · خواستار شدن · دقیقا مورد بحث و حلاجی قرار دادن · رای جویی · زمینه یابی کردن · نظر خواهی کردن · همه پرسی · همه پرسی کردن · پیش بینی نتیجه ی انتخابات
  • جستجو سفارش یا مشتری
Add

Translations of "canvassed" into Persian in sentences, translation memory