Translation of "cardinally" into Persian

اساسا, اصلا are the top translations of "cardinally" into Persian.

cardinally adverb grammar

In a cardinal manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اساسا

  • اصلا

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cardinally" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "cardinally" with translations into Persian

  • (جانورشناسی)سهره ی کاکل قرمز امریکایی (Cardinal is cardinalis) · (کلیسای کاتولیک) کاردینال · (گناه) کبیره · اساسی · اصلی · اعداد اصلی · اولیه · بنیادین · رجوع شود به cardinal number · ردای کوتاه و باشلق دار زنانه (که در قرن هجدهم رسم بود) · سرخ (مثل جامه ی کاردینال ها) · سهره (انواع پرندگان تیره ی Emberizidae) · سهره کاکل قرمز · عدد اصلی · عدداصلی · عمده · فینچ · قرمز سیر · مرکزی · مطران بلند پایه (که توسط پاپ گزین می شود و در رایزن کده ی پاپ عضو است) · مهم · پراهمیت · کاردینال
  • چار سوگان · چهار جهت اصلی قطب نما (یعنی شمال و جنوب و خاور و باختر)
  • کاردینال زرد
  • (گیاه شناسی) گل کاردینال (Lobelia cardinalis از خانواده ی bellflower - بومی امریکای شمالی - در جاهای مرطوب یا آب های کم ژرفامی روید و گل های قرمز روشن می دهد) · گل این گیاه
  • (در فلسفه ی یونان کهن) فضایل چهار گانه (عدالت و احتیاط و استقامت و میانه روی) · چهار آرون
  • مقیاس عدد اصلی
  • ژول مازارن
  • کاردینال نوکزرد
Add

Translations of "cardinally" into Persian in sentences, translation memory