Translation of "careful" into Persian
محتاط, مواظب, دقیق are the top translations of "careful" into Persian.
careful
adjective
grammar
(obsolete) Full of care or grief; sorrowful, sad. [..]
-
محتاط
You have not been nearly careful or clever enough for that!
تو آن قدرها محتاط یا زرنگ نبودی که بتوانی موفق بشوی!
-
مواظب
adjectiveTake care not to catch a cold.
مواظب باش که سرما نخوری.
-
دقیق
Oh, you have been very correct very careful, very sensible.
اوه، رفتار تو کاملاً درست بوده؛ تو خیلی حساس و خیلی دقیق هستی.
-
Less frequent translations
- سنجیده
- متوجه
- دلواپس
- هشیار
- پیراسنج
- عمدی
- بیمناک
- غمگین
- (در مورد کار و غیره) دقیقا انجام شده
- (قدیمی) غم افزا
- با احتیاط
- با دقت
- حساب شده
- حواس جمع
- دلواپس کننده
- ملاحظه کار
- هراس انگیز
- گوش به زنگ
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "careful" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "careful" with translations into Persian
-
مراقبت اولیه
-
(با about) مراعات کردن · (با for) دوست داشتن · (با for) ملاحظه (ی دیگران) · احتیاط · اندوه · اندیشه قبلی · اهمیت دادن · با توجه کردن از · بیم · تحت توجه · ترس · تلواسه · توجه · توجه کردن · تیمار · تیمار کردن · حفاظت · خواستن · دقت · دلواپسی · دور اندیشی · سرپرستی · عشق داشتن · علاقه · علاقه نشان دادن · غصه · غم · قیمومیت · محافظت کردن · مراعات (دیگران) · مراقبت · مراقبت کردن · مرمت · مسئولیت · مهم شمردن · میل داشتن · نگرانی · نگهداری · هراس · واهمه · وحشت · پرستاری · پرستاری کردن · پروا · پژدگی · پژردن · کالیدن · کمک
-
مراقبت در منزل
-
وا هجوت ریز
-
تسلی دادن · گرامی داشتن
-
الله بختی · بد نام · بی باک · جسور · هرچه باداباد · پست
Add example
Add