Translation of "carousal" into Persian
عیاشی, میگساری, عیاشی و بزن و بکوب (رجوع شود به carouse) are the top translations of "carousal" into Persian.
carousal
noun
grammar
A noisy feast with much alcohol consumption. [..]
-
عیاشی
nounfrom gossip to carousals and women; from carousals back to gossip, reading, and wine.
از پرگویی به عیاشی و بادهگساری مشغول میشد و دوباره از آغوش زنان به وراجی و مطالعه و شراب بازمیگشت.
-
میگساری
The rest of the time was spent in carousings and junketings in taverns and in beer gardens
باقی روز به میگساری و پرسه در پیالهفروشیها و آب جوفروشیها میگذشت،
-
عیاشی و بزن و بکوب (رجوع شود به carouse)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "carousal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "carousal" with translations into Persian
-
عیاش · میگسار
-
(به سلامتی دیگران) تاته لیوان نوشیدن · (معمولا به طور دسته جمعی و با سرو صدای زیاد) میگساری کردن · (مهجور) لاجرعه سرکشیدن (مشروب الکلی) · باده نوشی و شادی کردن · باده نوشی و پایکوبی · شورش کردن · عیاشی و پایکوبی کردن · عیاشی کردن · میگساری (همراه با شادی و سرو صدا) · گساریدن · یکباره تا ته جام را نوشیدن
Add example
Add