Translation of "carping" into Persian

اهل نق زدن و قر قر کردن, ایراد گیر, بهانه گیر are the top translations of "carping" into Persian.

carping adjective noun verb grammar

Present participle of carp. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اهل نق زدن و قر قر کردن

  • ایراد گیر

  • بهانه گیر

  • Less frequent translations

    • دپر پسند
    • عیب جو
    • نق نقو
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "carping" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "carping" with translations into Persian

  • (جانور شناسی) ماهی کپور (ماهی های cyprinoid به ویژه Cyprinus carpio که خوراکی هستند) · (در مورد چیزهای کم اهمیت) انتقاد و بدخلقی کردن · kapur · بهانه گیری کردن · عیبجویی کردن · قر زدن · كپور · ماهي كپور معمولي · ماهی کپور · نق زدن · پسوند: میوه [endocarp] · کپور
  • کاراس
  • ماهي كپور معمولي · ماهی کپور
  • کاراس
  • (لاتین) امروز را رها مکن · تا وقت هست خوش باش · دم را غنیمت شمار · فرصت عیش و طرب را از دست مده
  • کپور درنده
  • كپور نقرهاي · هیپوفتالمیکتیس مولیتریکس · کپور نقرهای
  • (جانورشناسی) ماهی کپور علف خوار (Ctenopharyngodon idella - برای از بین بردن علف هایی که مجراها و دریاچه ها و آب راه ها راکور می کنند نافع است - white amur هم می گویند) · آمور · ماهي علفخوار · کتنوفارنگودون ایدلا
Add

Translations of "carping" into Persian in sentences, translation memory