Translation of "casually" into Persian

ناگهان, تصادفا, با بی قیدی are the top translations of "casually" into Persian.

casually adverb grammar

In a casual manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ناگهان

    adverb

    She turned casually and started toward the door and a burst of laughter stopped her.

    برگشت و با بی اعتنایی به راه افتاد ولی ناگهان خندهی وحشیانهی رت او را سر جای خود میخکوب کرد .

  • تصادفا

    I mean, is every day in Iran casual Friday?

    منظورم اينه که هر روز تو ايران تصادفا جمعه ست ؟

  • با بی قیدی

    adverb
  • Less frequent translations

    • سهل انگارانه
    • بطورتصادف یااتفاق
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "casually" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "casually" with translations into Persian

  • بازی Casual
  • بیکاری اتفاقی
  • کارگر موقت
  • اعتقاد به اتفاق
  • پیش بینی علت ومعلولی
  • اتفاقی، بی اهمیت
  • (ارتش) مامور موقت · آسود وار · آسوده · اتفاقی · الله بختی · اهمالگر · بختوار · بختی · بدبیاری · بدشانسی · بدون خم به ابرو آوردن · بی ثبات · بی دقت · بی رودربایستی · بی مبالات · تصادفی · حادثه · خودمانی · سر به هوا · سرسری · سطحی · سهل انگار · شلخته · شورتی · غیر رسمی · لباس آسودوار · لباس و کفش راحت و خودمانی · موقتی · نامداوم · نامرتب · ناژرف · همین طوری · پیش بینی نشده · کم · گاه به گاه · یخلی
  • کارگر موقت · کارگر پارهوقت
Add

Translations of "casually" into Persian in sentences, translation memory