Translation of "caveator" into Persian
کسیکه درضمن تقاضای ثبت اختراع تقاضامیکند به تقاضای دیگران تر is the translation of "caveator" into Persian.
caveator
noun
grammar
One who enters a caveat.
-
کسیکه درضمن تقاضای ثبت اختراع تقاضامیکند به تقاضای دیگران تر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "caveator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "caveator" with translations into Persian
-
اصل رعایت
-
(حقوق) یادداشت رسمی (که از سوی طرف ذینفع به مراجع قانونی داده می شود مبنی بر اینکه تا به ادعاهای او رسیدگی نشده ازهرگونه اقدام در مورد به خصوصی خودداری گردد) عرضحال رسمی · آماد باش · آژیرش · آگهی · اخطار · هشدار · پیش بینی احتیاطی
-
(لاتین : ای خریدار مواظب باش !) اصطلاح حقوقی به این معنی که خریدار هم مسئول است و باید هنگام خرید چشم و گوشش باز باشد تامغبون نشود · می خواستی نخری !
Add example
Add