Translation of "cementation" into Persian

غالگذاری, (فلز کاری) سمانتاسیون, به کار بردن یا زدن سیمان are the top translations of "cementation" into Persian.

cementation noun grammar

The act of cementing [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • غالگذاری

  • (فلز کاری) سمانتاسیون

  • به کار بردن یا زدن سیمان

  • سیمان کاری

    where they cement them into the nest architecture

    جایی که آنها معماری درون لانه را سیمان کاری می کنند

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cementation" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "cementation" with translations into Persian

  • سیمان نرم (که دارای لاستیک ولکانیزه است) · چسب کشدار
  • (سنگ های رسوبی و آواری - بخشی از سنگ که از ذرات ریزی درست شده و دانه های درشت تری از سنگ راموزاییک وار در خود جا داده است) سنگ رس · (فلز شناسی)خاکه ی زغال (یا زغال سنگ یا فلز که در سمانتاسیون به کار می رود) · (ماده ی سیمان مانندی که با آن دندان را پر می کنند) دندان پر کن · با سیمان پوشاندن · رجوع شود به cementum · ساروج · سریش · سمنت (عوام concrete هم می گویند) · سیمان · سیمان شدن · سیمان کردن · محکم به هم چسباندن یا چسبیدن · ملات · ملاط آبکی · هر وسیله ی همچسبانی و استحکام · همبستگر · همبند · پیوند دهنده · چسب · چسباندن
  • سیمان پورتلند
  • بتونیر
  • (سنگ های رسوبی و آواری - بخشی از سنگ که از ذرات ریزی درست شده و دانه های درشت تری از سنگ راموزاییک وار در خود جا داده است) سنگ رس · (فلز شناسی)خاکه ی زغال (یا زغال سنگ یا فلز که در سمانتاسیون به کار می رود) · (ماده ی سیمان مانندی که با آن دندان را پر می کنند) دندان پر کن · با سیمان پوشاندن · رجوع شود به cementum · ساروج · سریش · سمنت (عوام concrete هم می گویند) · سیمان · سیمان شدن · سیمان کردن · محکم به هم چسباندن یا چسبیدن · ملات · ملاط آبکی · هر وسیله ی همچسبانی و استحکام · همبستگر · همبند · پیوند دهنده · چسب · چسباندن
  • (سنگ های رسوبی و آواری - بخشی از سنگ که از ذرات ریزی درست شده و دانه های درشت تری از سنگ راموزاییک وار در خود جا داده است) سنگ رس · (فلز شناسی)خاکه ی زغال (یا زغال سنگ یا فلز که در سمانتاسیون به کار می رود) · (ماده ی سیمان مانندی که با آن دندان را پر می کنند) دندان پر کن · با سیمان پوشاندن · رجوع شود به cementum · ساروج · سریش · سمنت (عوام concrete هم می گویند) · سیمان · سیمان شدن · سیمان کردن · محکم به هم چسباندن یا چسبیدن · ملات · ملاط آبکی · هر وسیله ی همچسبانی و استحکام · همبستگر · همبند · پیوند دهنده · چسب · چسباندن
  • (سنگ های رسوبی و آواری - بخشی از سنگ که از ذرات ریزی درست شده و دانه های درشت تری از سنگ راموزاییک وار در خود جا داده است) سنگ رس · (فلز شناسی)خاکه ی زغال (یا زغال سنگ یا فلز که در سمانتاسیون به کار می رود) · (ماده ی سیمان مانندی که با آن دندان را پر می کنند) دندان پر کن · با سیمان پوشاندن · رجوع شود به cementum · ساروج · سریش · سمنت (عوام concrete هم می گویند) · سیمان · سیمان شدن · سیمان کردن · محکم به هم چسباندن یا چسبیدن · ملات · ملاط آبکی · هر وسیله ی همچسبانی و استحکام · همبستگر · همبند · پیوند دهنده · چسب · چسباندن
  • (سنگ های رسوبی و آواری - بخشی از سنگ که از ذرات ریزی درست شده و دانه های درشت تری از سنگ راموزاییک وار در خود جا داده است) سنگ رس · (فلز شناسی)خاکه ی زغال (یا زغال سنگ یا فلز که در سمانتاسیون به کار می رود) · (ماده ی سیمان مانندی که با آن دندان را پر می کنند) دندان پر کن · با سیمان پوشاندن · رجوع شود به cementum · ساروج · سریش · سمنت (عوام concrete هم می گویند) · سیمان · سیمان شدن · سیمان کردن · محکم به هم چسباندن یا چسبیدن · ملات · ملاط آبکی · هر وسیله ی همچسبانی و استحکام · همبستگر · همبند · پیوند دهنده · چسب · چسباندن
Add

Translations of "cementation" into Persian in sentences, translation memory