Translation of "centrifuging" into Persian

مرکزگریزانی, باكتوفوگاسيون, مركزگريزاني سريع are the top translations of "centrifuging" into Persian.

centrifuging verb

Present participle of centrifuge. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مرکزگریزانی

  • باكتوفوگاسيون

  • مركزگريزاني سريع

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "centrifuging" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "centrifuging" with translations into Persian

  • باكتوفوگاسيون · قرار گیری تحت تاثیر نیروی مرکز گریز (به ویژه در دستگاه مرکز گریز) · مركزگريزاني سريع · مرکزگریزانی
  • تحت تاثیر نیروی مرکز گریز قرار دادن · در دستگاه مرکز گریز قرار دادن
  • کمپرسور گریز از مرکز
  • تحت تاثیر نیروی مرکز گریز قرار دادن · تفکیک کردن · جداسازی مواد · دستگاه مرکز گریز (با چرخش موجب جداسازی ذرات دارای چگالی مختلف می شود: مثلا ماشین کره گیری از شیر) · سانتریفوژ · میانگریزه
  • مرکزگریز گازی
  • (فیزیک) نیروی مرکز گریز · نیروی گریز از مرکز
  • گریزانهها
  • (تنکرد شناسی) وابران (efferent هم می گویند) · (فیزیک) مرکز گریز · (گیاه شناسی) رشد کننده از مرکز به سوی اطراف (مثل برخی گل خوشه ها) · تحت تاثیر یا دارای نیروی مرکز گریز · دستگاه مرکز گریز · دستگاهی که نیروی مرکز گریز را تولید می کند یا به کار می برد · سانتریفوژ · میان گریز · پراز رو · کانون گریز
Add

Translations of "centrifuging" into Persian in sentences, translation memory