Translation of "chamber" into Persian

اتاق خواب, اتاق, اطاق خواب are the top translations of "chamber" into Persian.

chamber verb noun grammar

A room, especially one used primarily for sleeping; bedroom, sleeping room. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اتاق خواب

    noun

    bedroom

    Please, dear husband, will you share my chamber?

    خواهش ميكنم ، همسر عزيزم به اتاق خواب من مياي ؟

  • اتاق

    noun

    I'm not sure it's safe to let you in my chambers without a chaperone.

    فکر نميکنم خيلي امن باشه اجازه بدم بدون يک همراه داخل اتاق من باشين.

  • اطاق خواب

    noun

    A room in a house (usually containing at least a bed and a wardrobe) where a person sleeps.

    and lastly Nina Alexandrovna's and Varvara's bedroom, a small, close chamber which they shared together.

    بالاخره یک اطاق کوچک داشت که همیشه بسته بود و اطاق خواب آلکزاندرونا و آردالیوونا بشمار میرفت.

  • Less frequent translations

    • جان لوله
    • مجلس
    • مجلسی
    • خزانه
    • خان
    • سراچه
    • نشستگاه
    • قرارگاه
    • (انگلیس) چند اتاق تودرتو
    • (جمع) اتاق یا دفتر قاضی
    • (در جنگ افزار) فشنگ خور
    • (در کاخ) تالار پذیرایی
    • (علم و صنعت) محفظه
    • (گلوله را) در خان قرار دادن
    • (گیاه شناسی - جانور شناسی) حفره
    • اتاق (به ویژه اتاق خواب)
    • اتاق خرج
    • اتاق دادن به
    • اتاق دار کردن
    • اتاق-دبیر خانه
    • تالار عمومی
    • حفره(قلب)
    • فضای خالی
    • هر اتاق یا اتاقکی که برای کار ویژه ای به کار رود
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "chamber" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "chamber"

Phrases similar to "chamber" with translations into Persian

  • اتاق اعدام (اتاقی که در آن محکومان را اعدام می کنند) · اتاق مرده (اتاقی که در آن کسی مرده است)
  • ارکستر مجلسی (دسته ی نوازندگان که از ارکستر سمفونیک کوچکتر است)
  • اتاقک خلفی
  • (موتورهای بنزینی و غیره) آتشخانه · آتشدان · سوختگاه · محفظه احتراق · محفظه ی احتراق · محفظه ی سوخت
  • دادگاه سلطنتی انگلیس (که در شقاوت معروف بود-در1461 برچیده شد) S( -2 و C کوچک) دادگاه بیدادگر
  • اتاقک پیشین
  • اتاق بازآوا · اتاق پژواک
  • (هیدرولیک) اتاقک هوا · مخزن هوا (که برای تنظیم جریان مایعات به کار می رود)
Add

Translations of "chamber" into Persian in sentences, translation memory