Translation of "chapel" into Persian
کلیسای کوچک, نمازخانه, نیایشگاه are the top translations of "chapel" into Persian.
(in Wales) Describing a person who attends a nonconformist chapel. [..]
-
کلیسای کوچک
nounThere was one chapel and a district that stretched across much of Massachusetts and Rhode Island.
یک کلیسای کوچک و یک منطقه که بسیاری از ماساچوست و رُد آیلند را فرا می گرفت.
-
نمازخانه
religious place of fellowship attached to a larger institution
He went a little to chapel, not at all to the chase, never to the opera.
کمتر به نمازخانه میرفت، به شکارگاه هیچ نمیرفت، به اوپرا هرگز پا نمینهاد.
-
نیایشگاه
I watched as people entered the chapel and reverently moved to available seats.
من مردم را همانطوریکه وارد نیایشگاه شده و با نهایت احترام بسوی صندلیهای خالی میرفتند تماشا کردم.
-
Less frequent translations
- دعاخانه
- مصلی
- (انگلیس) محل نیایش کسانی که کاتولیک یا انگلیکان نیستند
- (در برخی کلیساهای بزرگ) حجره یا اتاق وصل به کلیسا (برای دعا و مراسم خصوصی)
- (در بیمارستان و سربازخانه و غیره) اتاقی که در آن نیایش می کنند
- (در مدرسه و بیمارستان و غیره) مراسم مذهبی
- (مراسم تدفین) تالار ختم
- دسته ی خوانندگان کلیسای کوچک
- مراسم مذهبی که در نمازخانه یا کلیسای کوچک اجرا شود
- وابسته به مذاهب دیگر
- کلیسای کوچک (که تابع کلیسای بزرگتری است)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "chapel" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "chapel"
Phrases similar to "chapel" with translations into Persian
-
آخن
-
کلیسای کوچک
-
دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل
-
نمازخانه ی سیس تین (در واتیکان - محل دیوار نقش های میکل آنژ)
-
(در برخی کلیساهای بزرگ) نمازخانه ی وقف حضرت مریم