Translation of "character" into Persian
نویسه, شخصیت, سیرت are the top translations of "character" into Persian.
A being involved in the action of a story. [..]
-
نویسه
noun(computing) basic element in a text string [..]
Set the cursor to match the color of the character underneath it
تنظیم مکاننما برای تطبیق رنگ نویسه زیر آن
-
شخصیت
noundistinguishing feature [..]
He had discovered a complete singleness of motive behind the varied manifestations of a consistent character.
او در پس تظاهرات گوناگون شخصیت منسجم هم قطارش فقط یک انگیزه واحد میدید.
-
سیرت
nounmoral strength
-
Less frequent translations
- حرف
- کاراکتر
- منش
- پرسوناژ
- خط
- خصلت
- نوشتن
- خو
- رل
- اخلاق
- سرشت
- خصوصیت
- ماهیت
- شجاعت
- متانت، وقار
- ویژگی
- شخص
- علامت
- مشخصه
- نشانه
- وظیفه
- شخصی
- خصیصه
- حالت
- نهاد
- وات
- عدد
- رمز
- فروزه
- (در آثار ادبی و تاریخی) شخصیت
- (قدیمی) تصویر کردن
- (نسل شناسی) خصوصیات فردی (که ناشی از ویژگی های ژن ها باشد)
- آدم عجیب و غریب یا برجسته
- حرف (حروف)
- خطوط چهره
- خلق و خو
- سبک چاپ یا دستنویسی
- شخصیت ها
- شخصیت-صفت اختصاصی-نهاد
- صفات مشخصه
- منش یا ویژگی را شرح دادن
- نشان ویژه
- نوشتن (با دست یا ماشین)
- چاپ کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "character" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Character (1997 film)
"Character" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Character in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "character" with translations into Persian
-
شخصیتهای تورات
-
شخصیت افسانهای
-
صفات زراعي · نشانويژگيهاي محصول زراعي · نشانويژگيهاي گياه زراعي · نشانویژگیهای زراعی
-
سبک نویسه
-
کاراکتر مرکب
-
فرانویسه · نشانه عام
-
نویسه غیرقابل چاپ
-
مشخصات ویژه · ویژگی های گونه ای · ویژگی هایی که یک گونه را از گونه های دیگر مشخص می کنند