Translation of "charm" into Persian

افسون, طلسم, جذابیت are the top translations of "charm" into Persian.

charm verb noun grammar

An object, act or words believed to have magic power. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • افسون

    noun

    quality of inspiring delight or admiration

    No, I think your best chance is some sort of charm.

    من فکر میکنم بهترین کار ای نه که از یه جور افسون استفاده کنی.

  • طلسم

    noun

    A demon master worked a charm on her.

    یـک اربـاب شیطانی یه طلسم روش کار گذاشته.

  • جذابیت

    An icon that is attached to an event and that is viewable in someone's calendar. Depending on the calendar view, a charm may appear next to an event title, or may be the only visual representation of an event on a calendar day.

    Mrs. Smith washed and ironed them for him, succumbing to his ready, beguiling charm.

    خانم اسمیث با تسلیم به جذابیت مزورانه و چربزبانیش آنها را برایش میشست و اتو میکرد.

  • Less frequent translations

    • سحر
    • جادو
    • دلربایی
    • جذبه
    • دلبری
    • گیرایی
    • افسونگری
    • طنازی
    • خرمهره
    • دمدمه
    • شهوند
    • فریفتن
    • التماس
    • (در اصل - دعا یا شعری که می پنداشتند می تواند کمک کند یا صدمه بزند) ورد
    • اغفال کردن
    • افسونگری کردن
    • جادو کردن
    • جادوگری کردن
    • دل ربودن
    • زیور آلات (گردنبند و دستبند و غیره)
    • شیفته کردن
    • طلسم کردن یا شدن (to cast a spell on هم می گویند)
    • طنازی کردن
    • فریب خوردن
    • محسور کردن
    • هرشی که دارای خاصیت جادویی باشد
    • گول زدن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "charm" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "charm" with translations into Persian

  • قیمت فریبنده
  • افسونگر · جذاب · دلبر · دلربا · دلفریب · دلپذیر · دلکش · سحر آمیز · طناز · فریبنده · گیرا
  • دایره طلسم آگین
  • افسون · سحر
  • شیفته · فریفته · مسحور · مفتون
  • کوارک افسون
  • افسونگر · جذاب · دلبر · دلربا · دلفریب · دلپذیر · دلکش · سحر آمیز · طناز · فریبنده · گیرا
  • افسونگر · جذاب · دلبر · دلربا · دلفریب · دلپذیر · دلکش · سحر آمیز · طناز · فریبنده · گیرا
Add

Translations of "charm" into Persian in sentences, translation memory