Translation of "chastely" into Persian

عفیفانه, ازروی پاکی یاپاکدامنی are the top translations of "chastely" into Persian.

chastely adverb grammar

In a chaste manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • عفیفانه

    He chastely dropped his eyes before everything which was not the Republic.

    جلو هر چیز که جز جمهوریت بود عفیفانه چشم پایین میانداخت.

  • ازروی پاکی یاپاکدامنی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "chastely" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "chastely" with translations into Persian

  • (از نظر جنسی) خوددار · (از نظر سبک نویسندگی یا هنری) ساده و معتدل · آراسته · با عصمت · حساب شده و پرمهار · عاری از تزیینات زیاد · عفیف · مجرد · محجوب · مهذب · میانه رو · نجیب · وارسته · پارسا · پاک نهاد · پاکدامن · پاکیزه خوی · پرهیزکار · کسی که به خاطر ملاحظات مذهبی از مقاربت جنسی پرهیز می کند
  • بی الایشی · پاکی
  • پنجانگشت
  • (از نظر جنسی) خوددار · (از نظر سبک نویسندگی یا هنری) ساده و معتدل · آراسته · با عصمت · حساب شده و پرمهار · عاری از تزیینات زیاد · عفیف · مجرد · محجوب · مهذب · میانه رو · نجیب · وارسته · پارسا · پاک نهاد · پاکدامن · پاکیزه خوی · پرهیزکار · کسی که به خاطر ملاحظات مذهبی از مقاربت جنسی پرهیز می کند
Add

Translations of "chastely" into Persian in sentences, translation memory