Translation of "check" into Persian
کیش, بررسی, چك are the top translations of "check" into Persian.
An inspection or examination. [..]
-
کیش
noun properchess: when the king is directly threatened by an enemy piece [..]
I check his king and he beats a sad retreat.
به شاهش کیش میدهم و او خیلی غم انگیز عقب نشینی میکند.
-
بررسی
nounA written order on a bank to pay a sum of money from funds in an account. Checks show the name of the company or individual receiving payment, the signature and account number of the person issuing the check, the payment amount and the current date. Checks usually are numbered in sequence.
Tom double-checked his door to make sure it was locked.
تام دوباره درب را بررسی کرد تا مطمئن شود قفل است.
-
چك
Well, I just checked in for this one 10 minutes ago.
خب ، من همين ده دقيقه پيش خودم چك كردم.
-
Less frequent translations
- وارسی
- بازبینی
- ایست
- شاه
- چک
- تحقیق
- مانع
- حواله
- بچه
- ترک
- عنان
- برات
- یادداشت
- منع
- بازسنجی
- بازدارنده
- رخنه
- امتناع
- تحقق
- بازدار
- جلوگیر
- واگرفتن
- پاگیری
- پیشگیر
- نوك
- بازداشتن
- رادع
- سنجه
- معیار
- ملاک
- آزمایشی
- افسار
- توقیف
- وقفه
- اثبات
- دخترک
- قید
- (از ریشه ی فارسی : شاه)
- (امانت گذاردن چمدان در انبار ایستگاه و یا کلاه و پالتو در مدخل ساختمان و غیره) قبض رسید
- (با on)مورد رسیدگی قرار دادن
- (در انگلیس می نویسند: cheque) چک (بانک)
- (در رستوران و غیره) صورتحساب
- (در هاکی) تنه زدن
- (در پوکر) پاس کردن 4
- (در کشتی های بادبانی و غیره) طناب را کم کم شل کردن
- (شطرنج) کیش
- (عامیانه) موافقم !
- (مثل صفحه ی شطرنج) خانه خانه کردن
- (مهجور) سرزنش
- (نادر - در قمار بازی) ژتون
- (ناگهان) باز ایستادن
- آچمز 2
- امانت گذاری
- امتناع کردن 7
- این نشان را به کار بردن
- باز داشتن
- بازخواست 5
- بازسنجی کردن
- باگاژ کردن
- بررسی کردن
- بسیار خوب !
- به منظور بررسی و باز سنجی 8
- تادیب کردن
- تایید کردن
- ترک انداختن
- ترک برداشتن 1
- تضمین کردن
- توقف (ناگهانی)
- جلوگیری کردن
- حایل شدن 3
- حتمی کردن
- خانه خانه 0
- دست انداختن
- رخنه دار کردن
- رد کردن
- سختترین مرحله
- شطرنجی کردن
- شماره ی رسید
- شکاف کوچک
- طرح شطرنجی
- طنز گفتن
- علامتی که برای نشان دادن تصویب یا تایید و غیره به کار می رود
- فهمیدم !
- لجام (لگام) کردن
- مانع شونده
- متوقف کردن
- مطمئن ساختن
- مقابله (دو چیز به منظور سنجش)
- منع کننده
- مهار کردن
- هریک از خانه های شطرنج یا طرح شطرنجی
- هم سنجی کردن
- وارسی کردن
- پارچه ی شطرنجی
- پس زدن
- چشم ! 6
- چک-بررسی کردن- -کنترل کردن
- کیش کردن
- گوشمال دادن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "check" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
-
بررسی کردن
Tom double-checked his door to make sure it was locked.
تام دوباره درب را بررسی کرد تا مطمئن شود قفل است.
-
چک کردن – بررسی کردن
Images with "check"
Phrases similar to "check" with translations into Persian
-
و هدرک عمج ار کچ ود غلبم( هدش بیکرت مه اب یاهکچ)نتشون کچ کی یور
-
(هنگامی که باران مسابقه و غیره را به هم می زند) بلیط مجانی یا مجدد · (هنگامی که مهمان نمی تواند به مهمانی برود) نوید یا قول دعوت بعدی · بلیط باران (که با آن می توان به مسابقه یا نمایش بعدی رفت)
-
(هاکی) تنه زدن (با شانه یا کپل) به دارنده ی توپ (puck)
-
(آوا شناسی - در مورد هجا) باز داشته · خانه خانه · شطرنجی · وا گرفته
-
راستی آزمایی
-
کد افزونگی چرخشی