Translation of "cheerful" into Persian

خوش, شاد, خوشحال are the top translations of "cheerful" into Persian.

cheerful adjective grammar

Noticeably happy and optimistic. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خوش

    adjective

    Then a cheerful soldier ran up, begging a little fire for the infantry.

    آنگاه سرباز خوش رویی نزدیک دوید و گل آتشی برای پیادهها طلب کرد.

  • شاد

    adjective

    The prospect of such delights was very cheering, and they parted in mutual good spirits.

    تصور چنین شادیهایی خیلی جذاب بود، و دخترها شاد و سرحال از خالهشان خداحافظی کرد.

  • خوشحال

    adjective

    You seem more cheerful than you were in London.

    بيشتر از زماني که تو لندن بوديم خوشحال به نظر مياي.

  • Less frequent translations

    • بشاش
    • شادمان
    • سرزنده
    • دلباز
    • مسرور
    • شنگول
    • خرم
    • مشتاق
    • شوخ
    • دلشاد
    • روشن و روان پرور
    • زنده دل
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cheerful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "cheerful"

Phrases similar to "cheerful" with translations into Persian

  • (انگلیس) به سلامتی ! · (هنگام نوشیدن) نوش ! · term · بسلامتی · به سلامتی · خداحافظ · شادباش · ممنون · ممنون- شادباش · هورا
  • تشجیع، دلیرکردن، شیر کردن، دل دادن · جسور کردن · حالت (امروزه بیشتر در این گونه عبارت ها به کار می رود: بسی شاد باشید be of good cheer · دل دادن · دلخوشی دادن · روحیه · نصحیت کردن · هلهله · هورا
  • بشاشت · خوشدلی · خوشی · سرور · شادی · طرب · مسرت · نشاط · هورا
  • تشويق كردن · موفق باشي
  • شادی بخش، تشویق کننده، دلگرمی و پشت گرمی دهنده
  • اظهار تنفر · تمشک · خرخر · خرناس · مرغ
  • خوراک و نوشیدنی خوب · شادی · ضیافت · عشرت · عشرت، خوشگذرانی، عیش، کامرانی، ملاهی · عیش و نوش · پایکوبی
  • شاد نما، سرزنده نما
Add

Translations of "cheerful" into Persian in sentences, translation memory