Translation of "chinned" into Persian
دارای چانه, غبغب دار are the top translations of "chinned" into Persian.
chinned
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of chin. [..]
-
دارای چانه
-
غبغب دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "chinned" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "chinned" with translations into Persian
-
مرغ مگس چانهزمردی
-
حرف مفت
-
کبوتر دریایی چانهسفید
-
(از میله ی بارفیکس و غیره) خود را تا چانه بالا کشیدن · (خودمانی) پر چانگی کردن · اهل کشور چین · ذقن · زنخ · زنخدان · شایعه پراکنی کردن · مخفف : چینی · چانه · چکن · کاچه · گپ زدن
-
حرف مفت
-
خوشحال باش
-
چانه بالا (حرکتی ورزشی مشابه بارفیکس زدن با این تفاوت که کف دست رو به صورت قرار می گیرد.) · چین-آپ
-
پچ پچ · یاوه گویی
Add example
Add