Translation of "chiselled" into Persian
اسکنه مانند, قلمزنی شده, چوب اسکنه خورده are the top translations of "chiselled" into Persian.
chiselled
adjective
verb
grammar
(UK) Simple past tense and past participle of chisel. [..]
-
اسکنه مانند
-
قلمزنی شده
-
چوب اسکنه خورده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "chiselled" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "chiselled" with translations into Persian
-
(عامیانه) گوشبری کردن · اسکنه · اسکنه (برای کندن و شکل دادن به چوب و سنگ) · انگل شدن · با اسکنه تراشیدن یا حک کردن · بااسکنه تراشيدن · بشنگ · خود را تحمیل کردن · درکشیدن · قلم · قلم درز · مغار · کوبان · کوبه
-
گله
-
قلم زن · متقلب
-
اسکنه ی آهن تراش (اسکنه ی پولادین و آبدیده که با آن فلزات سرد را می تراشند) · سردبر · قلم فلزتراش
-
(با اسکنه) تراشیده · اسکنه کاری شده · حک شده · خوش ساخت
-
متقلب
-
(عامیانه) گوشبری کردن · اسکنه · اسکنه (برای کندن و شکل دادن به چوب و سنگ) · انگل شدن · با اسکنه تراشیدن یا حک کردن · بااسکنه تراشيدن · بشنگ · خود را تحمیل کردن · درکشیدن · قلم · قلم درز · مغار · کوبان · کوبه
-
(عامیانه) گوشبری کردن · اسکنه · اسکنه (برای کندن و شکل دادن به چوب و سنگ) · انگل شدن · با اسکنه تراشیدن یا حک کردن · بااسکنه تراشيدن · بشنگ · خود را تحمیل کردن · درکشیدن · قلم · قلم درز · مغار · کوبان · کوبه
Add example
Add