Translation of "chocks" into Persian
آهنین فک ریسمان رو در قارب صید وال, ریسمان رو، طناب رو در قارب وال شکرد are the top translations of "chocks" into Persian.
chocks
verb
noun
Third-person singular simple present indicative form of chock. [..]
-
آهنین فک ریسمان رو در قارب صید وال
-
ریسمان رو، طناب رو در قارب وال شکرد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "chocks" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "chocks" with translations into Persian
-
گوه
-
فرو بردن · فشردن · پرکردن
-
(کشتیرانی) قلاب طناب · اکنه · با گوه محکم یا ثابت کردن · با گوه یا تراشه کیپ کردن · بست طناب · به هم چپیده · زاموسقه · پر کنک (هر چیزی که برای پر کردن درز یا فضای خالی به کار می رود) · کاملا پر · کیپ · گوه · گوه (تکه چوبی که چرخ یا بشکه را از غلطیدن باز می دارد)
-
لبالب · مالامال · کاملا پر · کیپ
-
آکنده، مملو، لبریز
Add example
Add