Translation of "chopping" into Persian

باريكهبري, خردسازی, رندهكردن are the top translations of "chopping" into Persian.

chopping adjective noun verb grammar

Present participle of chop. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • باريكهبري

  • خردسازی

  • رندهكردن

  • Less frequent translations

    • ريزسازی
    • سنگشكني
    • پوستهپوستهسازی
    • گردسازي
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "chopping" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "chopping" with translations into Persian

  • (با تبر و غیره) بریدن · (با ضربات پی در پی کارد یا تیشه و غیره) ریز کردن · (در اصل) مهر رسمی (در هندوستان و چین) · (در دریا) حرکت موج که کوتاه و زود در هم شکسته باشد · (عامیانه) نوع · انداختن · با حرکات تند و ناگهانی انجام دادن · با ضربه ی کوتاه و رو به پایین زدن (به ویژه در مشت بازی) · بریده بریده حرف زدن · جواز رسمی · خرد کردن · دهان · رجوع شود به cheek -2 jaw -1 · ضربه ی تند و رو به پایین · غذا · مرغوبیت · ناگهان تغییر جهت دادن یا دگر سو شدن · ناگهان جهت عوض کردن (مانند باد) · نشان تجارتی · هر چیزی که با ساطور و تبر و غیره قطع شده باشد · کاردی کردن · کیفیت · گوشت با استخوان (به ویژه گوشت با استخوان ازدنده یا شانه ی گوسفند و خوک)
  • (خوراکپزی چینی) چاپ سویی (سبزیجات خرد کرده با گوشت)
  • (امریکا) کارگاهی که در آن اتومبیل های مسروقه را پیاده کرده و قطعات را می فروشند و یا بر اتومبیل های دیگر سوار می کنند
  • (امریکا - خودمانی) مهارت فنی (به ویژه در موسیقی جاز یا راک) · دندهها · دندهگوشتها · دهان و پایین گونه ها · فک · لب و لوچه · لوچه
  • تخته زیر ساطور · تخته ی سبزی خرد کنی
  • تخته آشپزخانه
  • (قصابی) گوشت دنده ی گوسفند · ریش دنده ی گوسفندی (ریش بدون سبیل و بدون موی چانه)
  • برگ چغندر
Add

Translations of "chopping" into Persian in sentences, translation memory