Translation of "chuck" into Persian

سهنظام, نگهدار, تیرک are the top translations of "chuck" into Persian.

chuck verb noun grammar

A gentle touch. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سهنظام

    specialized type of clamp

  • نگهدار

  • تیرک

  • Less frequent translations

    • مرغک
    • افکندن
    • جانم
    • غذا
    • ریختن
    • (انگلیس - عامیانه - در مورد نامزد یا دوست پسر و دختر) ترک مراوده کردن
    • (با دست یا انگشت) زیر چانه ی کسی زدن (به نشان محبت)
    • (خودمانی - معمولا با up) قی کردن
    • (خودمانی) دور انداختن
    • (عامیانه) بیرون کردن
    • (قصابی) شقه ی گوشت گاو (از گردن یا شانه یا چند دنده ی بالا)
    • (مکانیک و تراشکاری) قالب تراش
    • استفراغ کردن
    • بلند کردن
    • به طور ملایم زدن
    • بچه مگس
    • جان کندن
    • رجوع شود به cluck
    • سر مته
    • سر نظام (مته)
    • صفحه ی نظام (ماشین تراش)
    • قی کردن
    • مریض شدن
    • نوازش زیر چانه
    • نویسنده مزدور
    • ول کردن
    • پرتاب کردن
    • گیره ی سرنظام
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "chuck" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Chuck noun proper grammar

(uncountable) A diminutive of the male given name Charles . [..]

+ Add

"Chuck" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Chuck in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "chuck"

Phrases similar to "chuck" with translations into Persian

  • طاس بازی · نوعی قمار بازی که روی سه طاس شرط بندی می شود
  • دور انداختن
  • رجوع شود به chock-full
  • (جانورشناسی) مرغ پشه خوار (Caprimulgus carolinensis - بومی جنوب ایالات متحده)
  • (امریکا) گاری یا (امروزه) کامیون که از آن به گاوچرانان و کارگران مزرعه و غیره خوراک می دادند · آشپزخانه ی سیار
  • دور انداختن
Add

Translations of "chuck" into Persian in sentences, translation memory