Translation of "churn" into Persian

خروشاندن, شورانیدن, نهره are the top translations of "churn" into Persian.

churn verb noun grammar

(telecommunications) The mass of people who are ready to switch carriers, expressed by the formula Customer Quits/Customer base . [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خروشاندن

  • شورانیدن

  • نهره

    vessel for churning

  • Less frequent translations

    • (با تکان دادن شیر در مشک یا دستگاه) کره گرفتن
    • (با شدت و مداومت) تکان دادن یا لغاندن
    • (در مورد دلال های بورس سهام - به منظور به دست آوردن کمیسیون بیشتر) سهام مشتریان را تند تند خرید و فروش کردن
    • (دراثر تکان دادن یا زدن) به کف آوردن
    • (دستگاه یا ظرف یا مشک برای کره گیری از شیر) کره گیر
    • تقلا کردن، جد و جهد و سعی، دست و پا زدن برای رهائی از کسی یا چیز و حالت و وضعیتی
    • دوشیدن مشتریان از این راه
    • زدن (دوغ یا شیر)
    • زیر و رو کردن یا شدن (مایعات)
    • میزان خرید و فروش سهام
    • هم زدن
    • کره گیری کردن
    • کف کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "churn" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "churn"

Phrases similar to "churn" with translations into Persian

  • متنفر کردن
  • آشفته · سرکش · كرهگیری · متلاطم · کره سازی · کره گیری · کرهسازی · یاغی
  • نرخ ریزش
  • آشفته · سرکش · كرهگیری · متلاطم · کره سازی · کره گیری · کرهسازی · یاغی
  • آشفته · سرکش · كرهگیری · متلاطم · کره سازی · کره گیری · کرهسازی · یاغی
Add

Translations of "churn" into Persian in sentences, translation memory