Translation of "cinders" into Persian

خاکستر, خاکسترها are the top translations of "cinders" into Persian.

cinders noun

Plural form of cinder. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خاکستر

    noun

    She stopped for a moment, and mechanically moved the cinders in the fire with the tongs.

    دخترک خاموش گشت، و بیاختیار خاکستر آتش را با انبر به هم زد.

  • خاکسترها

    slamming the stove door open, and poking vigorously among the cinders.

    در اجاق را باز کرد و با عصبانیت شروع به سیخ زدن خاکسترها کرد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cinders" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "cinders" with translations into Persian

  • (آتشفشان) گدازه ی سفت شده · (با زغال و چوب نیم سوز) پوشاندن · (در آتش خاموش و غیره) ذرات نیم سوخته · (در جمع) خاکستر · (در کوره ی فلزکاری) تفاله ی سنگ معدنی · (نادر) نیمسوز کردن · (چوب یا زغال و غیره) نیم سوز · خاکستر · خاکستر زغال یا چوب · خاکسترکردن · خاکه · روباره · زغال سرخ · زغال سوزان (ولی بدون شعله) · زغال کردن · زغال گرفته · زغاله · سخت گدازه · سرباره · سرباره ی کوره ی بلند · سوخته (ولی خاکستر نشده)
  • سیندر
  • (در میدان ورزش های دو و میدانی) زمین دو (که کف آن از خاکه ی زغال سنگ نیمسوز و غیره پوشیده شده است)
  • آجر سیمانی سبک (از سیمان و زغال سنگ نیمسوز)
  • مخروط خاکستر
  • (آتشفشان) گدازه ی سفت شده · (با زغال و چوب نیم سوز) پوشاندن · (در آتش خاموش و غیره) ذرات نیم سوخته · (در جمع) خاکستر · (در کوره ی فلزکاری) تفاله ی سنگ معدنی · (نادر) نیمسوز کردن · (چوب یا زغال و غیره) نیم سوز · خاکستر · خاکستر زغال یا چوب · خاکسترکردن · خاکه · روباره · زغال سرخ · زغال سوزان (ولی بدون شعله) · زغال کردن · زغال گرفته · زغاله · سخت گدازه · سرباره · سرباره ی کوره ی بلند · سوخته (ولی خاکستر نشده)
Add

Translations of "cinders" into Persian in sentences, translation memory