Translation of "circuit" into Persian
حوزه, پیرامون, مدار are the top translations of "circuit" into Persian.
The act of moving or revolving around, or as in a circle or orbit; a revolution; as, the periodical circuit of the earth around the sun. [..]
-
حوزه
nounIn that circuit, I learned much from experienced older men.
در آن حوزه از برادران مجرّب که از من بزرگتر بودند، درسهایی بسیار آموختم.
-
پیرامون
the moment has arrived for making the circuit of this couple, and considering it under all its aspects.
اکنون نوبت آن رسیده است که پیرامون اینجفت بگردیم و همه چهرههاشان را نگاه کنیم.
-
مدار
And then you can take the little piano circuit off the pencil.
و بنابراین شما می توانید مدار شبیه ساز صدای پیانو را در خارج از مداد هم امتحان کنید.
-
Less frequent translations
- دوران
- محدوده
- گردش
- سیر
- محیط
- گشتراه
- گشتگاه
- گستره
- چرخش
- دامنه
- دایره
- قلمرو
- سفر
- اتحادیه ی تیم های ورزشی
- خط سیر
- خط مرزی هر چیز
- دور تا دور
- دور زدن
- سر حد
- شماری سینما یا تئاتر (و غیره) که به هم وابسته بوده و فیلم یا نمایش بخصوصی را به نوبت نشان می دهند
- طول خط مرزی هر چیز
- مسیر (به ویژه اگر گرد باشد) دوره
- مسیرروزانه یا عادی شخص (مثلا پستچی)
- مسیری را طی کردن
- هر چیزی که توسط مرز محدود شده باشد
- گردش راه
- یک سلسله مسابقات ورزشی (مثلا مسابقات تنیس در مواقع و جاهای مختلف)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "circuit" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "circuit"
Phrases similar to "circuit" with translations into Persian
-
(برق) مدار باز
-
مدار کنترل
-
طراحی مدار
-
(الکترونیک) مدار شمارگر · مدار شمارند
-
تفریحگاه تابستانی در کوه های کتزکیل (ایالت نیویورک)
-
(حقوق) دادگاه پژوهشی · دادگاه استیناف
-
(تلویزیون) مداربسته · تلویزیون مداربسته
-
مدار غیب یاب