Translation of "clipping" into Persian

برش, چیدن, چینش are the top translations of "clipping" into Persian.

clipping noun verb grammar

Present participle of clip. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • برش

    noun

    There's a paper clip in my back pocket.

    تو جيب پشتم يک گيره ي کاغذ هست سعي کن برش داري

  • چیدن

    verb

    she began clipping the stalks of the flowers and arranging them in a vase.

    شروع به چیدن ساقه گلها کرد و آنها را در گلدانی جای داد.

  • چینش

  • Less frequent translations

    • بریده ی کتاب و روزنامه و مجله و غیره
    • ته سیگار
    • هر چیز بریده یا چیده یا زده شده
    • کوتهسازی (رجوع شود به clip)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "clipping" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Clipping
+ Add

"Clipping" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Clipping in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "clipping" with translations into Persian

  • (با قیچی یا ابزار مشابه آن) بریدن · (با ماشین سلمانی) ماشین کردن · (بلیط را) منگنه و باطل کردن 2 · (خودمانی) اغفال کردن · (زبان شناسی)کوته سازی (از راه حذف هجا یا حروف) · (عامیانه - با کف دست یا مشت) تند و محکم زدن · (فوتبال امریکایی) از پشت تنه زدن به حریفی که حامل توپ نیست (خطا محسوب می شود) · (فیلمبرداری) بریدن فیلم · (محلی) بغل کردن · (مهجور) در آغوش گیری · (مو و غیره) زدن · 44 چینی · آراستن · بخش بریده شده ی فیلم یا نوار · برش · به سرعت حرکت کردن · به هم چسباندن (با گیره و غیره) · تنه زنی از پشت · ته سیگار · جلدی · جنبش سریع · حذف مقداری از فیلم · خشاب · دردناک بودن · رجوع شود به cartridge clip · رجوع شود به clipped form · سر کسی کلاه گذاشتن (به ویژه با گران فروشی) · سرشاخه زدن · سفت کردن (با گیره و غیره) · سنجاق · سگک · شانه ی فشنگ · ضربه ی تند و محکم 0 · قطعه ی فیلم · قیچی کردن · لب سکه را پراندن یا منگنه کردن · محکم گرفتن یا نگاه داشتن · مختصر نمودن · مغبون کردن 1 · مقدار پشم چیده شده (در یک وحله یا فصل) · منگنه کردن · هر چیز چیده یا بریده شده · هرس کردن · پشم چیدن · پنس · چابکی · چیدن · چینش · کلیپ · کوتاه کردن · کوتاه کردن (با قیچی) · کوته سازی · گازگرفتن · گام تند · گیره · گیره کردن
  • سنجاق کراوات
  • جمع آوری کوپن
  • تاجزني درخت · تنكسازي · سرشاخهزني · هرس · هرس خشك · هرس سبز
  • خشاب · شانه ی فشنگ
  • (امریکا - رستوران یا فروشگاه یا میخانه ای که به طور غیر منصفانه گران است) تاراجگاه
  • کلیپس · گیره کاغذ · گیره ی کاغذ · گیرهٔ کاغذ
  • رجوع شود به clop
Add

Translations of "clipping" into Persian in sentences, translation memory