Translation of "clock" into Persian

ساعت, گاهشمار, (در مسابقات و غیره) وقت نگاه داشتن are the top translations of "clock" into Persian.

clock verb noun grammar

An instrument used to measure or keep track of time; a non-portable timepiece. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ساعت

    noun

    instrument to measure or keep track of time [..]

    Two alarm clocks means it's a chore for you to get up in the morning.

    دو تا ساعت يعني که سخته برات تا صبح از خواب بيدار شي.

  • گاهشمار

  • (در مسابقات و غیره) وقت نگاه داشتن

  • Less frequent translations

    • (فاصله یا میزان کار انجام شده و غیره را)
    • با شمارگر یا گاه سنج حساب کردن
    • رجوع شود به time clock
    • زمان سنجی کردن
    • ساعت (ساعت دیواری یا طاقچه ای - ساعت مچی یا جیبی را می گویند:watch ) گاه سنج
    • شمارگر (کیلومتر شمار و سرعت نما و غیره)
    • هر دستگاه سنجش عقربه دار یا شماره انداز
    • گاه سنجی کردن (با ساعت ثانیه شمار و ایست دار)
    • گلدوزی یا تزیین روی جوراب (روی قوزک درونی پا)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "clock" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Clock

(constellation) Clock

+ Add

"Clock" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Clock in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "clock"

Phrases similar to "clock" with translations into Persian

  • دریای صاف و آرام بدون موج و باد
  • کارت ساعت-کارت تایم
  • رادیوی ساعت دار (که می توان روشن و خاموش شدن آنرا با ساعت تنظیم کرد)
  • بیست و چهار ساعته · روز و شب · شبانه روزی · لاینقطع · پیوسته (around-the-clock هم می گویند)
  • سرعت ریزپردازنده
  • کار ساعت
  • ساعت کوکو (ساعت دیواری که صدایی همانند آواز فاخته می کند)
  • ساعت زیست شناسی · نوسان های فعالیت شبانه روزی بدن که به حرکات ساعت تشبیه می شود
Add

Translations of "clock" into Persian in sentences, translation memory