Translation of "cloves" into Persian

قرنفلها is the translation of "cloves" into Persian.

cloves noun

Plural form of clove. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قرنفلها

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cloves" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "cloves" with translations into Persian

  • (گیاه شناسی) درخت میخک (Eugenia aromatica از خانواده ی myrtle - درخت حاره و همیشه بهار و در اصل بومی آسیای شرقی) · اوژنيا آروماتيكا · اوژنيا كاريوفيلاتا · اوژنيا كاريوفيلوس · حبه · زمان گذشته ی فعل : cleave · سیزیژیوم آروماتیکوم · شب بو · شکوفه ی خشک کرده ی این درخت · قرنفل · كاريوفيلوس آروماتيكوس · ميخك · میخک · میخک صدپر · پر · یک قاچ سیر (و غیره)
  • گره دو خفت (که برای بستن طناب به طناب دیگر یا به تیر به کار می رود) · گره میخکی
  • رجوع شود به carnation
  • ميخك (درخت)
  • (گیاه شناسی) درخت میخک (Eugenia aromatica از خانواده ی myrtle - درخت حاره و همیشه بهار و در اصل بومی آسیای شرقی) · اوژنيا آروماتيكا · اوژنيا كاريوفيلاتا · اوژنيا كاريوفيلوس · حبه · زمان گذشته ی فعل : cleave · سیزیژیوم آروماتیکوم · شب بو · شکوفه ی خشک کرده ی این درخت · قرنفل · كاريوفيلوس آروماتيكوس · ميخك · میخک · میخک صدپر · پر · یک قاچ سیر (و غیره)
  • (گیاه شناسی) درخت میخک (Eugenia aromatica از خانواده ی myrtle - درخت حاره و همیشه بهار و در اصل بومی آسیای شرقی) · اوژنيا آروماتيكا · اوژنيا كاريوفيلاتا · اوژنيا كاريوفيلوس · حبه · زمان گذشته ی فعل : cleave · سیزیژیوم آروماتیکوم · شب بو · شکوفه ی خشک کرده ی این درخت · قرنفل · كاريوفيلوس آروماتيكوس · ميخك · میخک · میخک صدپر · پر · یک قاچ سیر (و غیره)
Add

Translations of "cloves" into Persian in sentences, translation memory