Translation of "clump" into Persian
دسته, انبوه, لخته are the top translations of "clump" into Persian.
clump
verb
noun
grammar
A cluster or lump [..]
-
دسته
noun -
انبوه
nounThey presently emerged into the clump of sumach bushes
کمی بعد از میان بوتههای انبوه سماق سردرآوردند.
-
لخته
nounTo see if it clumps in the cold.
که ببينين توي سرما لخته ميشه يا نه.
-
Less frequent translations
- قلمبه
- خوشه
- توده
- خاک
- سنبله
- قپه
- لنگیدن
- همفشرد
- چگال
- کلاله
- انبوهه
- قطره
- ضربت
- (با گام های سنگین و پر صدا) راه رفتن ( tramp هم می گویند)
- (درخت و گیاه) انبوه
- (گیاهان را) نزدیک هم کاشتن
- توده ای از ترکیزه (باکتری)
- توده کردن یا شدن
- خوشه کردن
- ذره کوچک
- صدای پا (به ویژه اگر سنگین باشد)
- ضربه سنگین
- قلمبه شدن یا کردن
- مقدار قابل توجه
- همفشرده کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "clump" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add