Translation of "cod" into Persian
کیسه, ماهی روغن, بي.ا.دي are the top translations of "cod" into Persian.
cod
adjective
verb
noun
grammar
(obsolete) A bag. [..]
-
کیسه
nounhusk or pod
-
ماهی روغن
fishery related term
I uttered the word cod with great emphasis, and resumed my seat.
کلمه ماهی روغن دار را با تأکید شدید بر زبان آوردم و به جای خود بازگشتم.
-
بي.ا.دي
-
Less frequent translations
- سي.ا.دي
- كيسه
- ماهی کاد
- بلعیدن
- بار آلاینده
- حریصانه خوردن
- خواست اکسیژن زیستشیمیایی
- دست انداختن
- سرزنش کردن
- شماتت کردن
- نوعی ماهی
- نياز به اكسيژن كل
- نياز زيستشيميايي به اكسيژن
- نياز زيستي به اكسيژن
- نيازشيميايي به اكسيژن
- گول زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cod" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
COD
abbreviation
adverb
grammar
cash on delivery [..]
-
طنز
-
مرو
proper -
سبوس
-
Less frequent translations
- هزل
- دروغین
- ساختگی
- ادا
- (انگلیس - خودمانی)
- (بازرگانی) مخفف : دریافت قیمت کالا هنگام تحویل آن
- (جانور شناسی) ماهی روغن
- (شیمی)
- (قدیمی) کیسه
- (محلی) نیام
- (مهجور) کیسه ی بیضه ها
- بگیر و بستان
- خایه دان
- دست انداختن
- دماغه ی کاد (در خاور ایالت ماساچوست - امریکا)
- طنز آمیز
- ماهی کاد (جنس Gadus - بومی آبهای شمالی اقیانوس اطلس - از جگر آن روغن ماهی می گیرند)
- مواد اکسیده شدنی موجوددر فضولات و زباله
- میزان ماده ی اکسنده ی لازم برای اکسیده کردن مواد اکسیده شدنی در فضولات و آشغال
- گول زدن
Cod
+
Add translation
Add
"Cod" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Cod in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "cod"
Phrases similar to "cod" with translations into Persian
-
ماهي روغن اقيانوس اطلس · گادوس موروآ
-
(معماری) خانه ی چوبی مستطیل
-
روغن جگر ماهی
-
مقررات رفتار حرفه ای
-
روغن ماهی (روغن جگر ماهی کاد دارای ویتامین A و D) · مرو
-
انواع ماهیان که در آب های سنگلاخ زیست می کنند · روغنماهی صخره
-
سي.ا.دي (نياز شيميايي به اكسيژن)
-
روغنماهی لجهزی
Add example
Add